عمومی

«خاتون»؛ زنانه‌ترین روایت از یک زن قهرمان

«خاتون»؛ زنانه‌ترین روایت از یک زن قهرمان

با این حال ، می توان گفت که در زمان بحران سریال رسانه ملی ؛ “خاتون” سریالی است که می توان با کمک عوامل حرفه ای به آن توجه کرد و برای آن زحمت و هزینه زیادی صرف شده است؛ احترام؛ خوش ساخت ؛ سرگرم کننده از آب بیرون می آید و به عنوان حداقل حق تماشاچی ، به وجدان خود احترام می گذارد و او را تشویق می کند تا رویدادها را دنبال کند.
حداقل باید اعتراف کرد که نقطه قوت این سریال در این بود که شخصی که کمتر برای نقد فیلم می نویسد ، ممکن است به نوشتن چند خط برای سریال شبکه خانگی علاقه مند باشد! بر این اساس؛ ما سری های بالا را برای توجه کمتر بررسی می کنیم:

داستانهایی خارج از واقعیت
صرف نظر از تأکید فیلم بر صحت داستان و میزان وفاداری فیلمنامه (نگران برخی منتقدان سریال هستند) ، باید گفت که فرم روایت به اندازه کافی بیننده را راضی می کند و او دیگر نیازی به مقایسه فیلمنامه نمی بیند. از داستان اصلی تاریخی در اصل ، وقتی محدودیت ها و عناصر ساختار نمایش قوی باشد ، می تواند از واقعیت فراتر رفته و قابل درک تر شود. حتی درک مخاطب از واقعیت می تواند باعث ایجاد تصاویر زیبا و تصاویر ایده آل خلق شده توسط نویسندگان و کارگردانان شود. خراب شد.

در این کار؛ پس از سوخته شدن توسط داستانی جذاب ، بینندگان به جای مقایسه بی مورد “داستان” با “واقعیت” ، مقایسه های مهم تری را انجام می دهند ، مانند اقتباس از پیچیدگی های مختلف و واکنش ها به حمله روسیه و انگلیس به کشور ما در سال 1320 (با وجود بی طرفی) موقعیت دولت) و 10000 حمله غرب به کشور ما و آینده را روشن می کند.

این دو رویداد تاریخی ، با فاصله کمتر از 800 سال ، باعث برخی اشتباهات می شود. گران؛ گسترش بیماریها و متعاقباً ظهور دلالان و فرصت طلبان به منظور کسب سود بیشتر به قیمت جان انسانها و شاید با این مقایسه می بینیم که افراد کمتری در کشور ما بدون تکرار تاریخ وجود دارند. سود؛ ماهیت کثیف استعمار استعمار و نیز خائنین تکرار شده است. شاید این نوع درک باعث شود ما خود را یک منجی کوچک بدانیم و به جای اینکه فقط به تاریخ باشکوه کشورمان افتخار کنیم و در افشاگری های غرب غرق شویم و با آگاهی بهتر از “درد” به “شفا” آن فکر کنیم. ”.

از پازل پادشاه گرفته تا خانم
معمای شاه یا آقای به قول خسرو معتضد ، ساخت چنین فیلم ها و سریال هایی می تواند در نمایش ارتش خالی زمان رضاشاه (که به دلیل استبداد و قدرتش مشهور بود) م moreثرتر باشد. وقتی شیرزاد به همسرش گفت: او موقعیت خود را از ارتش شاهنشاهی گرفت. پاسخ طعنه آمیز زن به انواع تبلیغات سریال های ضد امپریالیستی می ارزد: “رابطه این ارتش با کشور ، مانند رابطه من با شما ، فقط روی کاغذ است!”

برای مسئولان رسانه ملی مهم است که فیلمنامه های مناسبی را انتخاب کنند که شعاری باشد و مستقیماً با دشمن خود وارد جنگ نشوند!
البته با خائنین ؛ سهامدار رفقا ، در این مجموعه ، شاهد مقابله با مردم هستند. ما همچنین روشنفکر و میهن پرستی هستیم که خوشبختانه در طول تاریخ کشورمان همیشه در قالب جنبش های مختلف تکرار کرده ایم ، اما کافی نبوده و شاید به همین دلیل است که اکثر آنها به دلیل شکست جان خود را از دست داده اند! اما علاوه بر همه اینها ، آنچه بیشترین توجه را به خود جلب کرد ، نگرش ویژه تینا پاکروان به زنان بود که در سطور زیر به تفصیل بیشتر به آن می پردازیم:

روایتی جدید زنانه ضد مردانگی و نحوه حضور زنان در نبرد
به طور معمول ، کارگردانان زن فیلم هایی را برای تأمین حقوق خود از جامعه عمومی و تبلیغاتی می سازند ، جایی که نقش های مردانه به عنوان روسپی های بسیار ظالمانه و متعصب نشان داده می شوند و سپس با بیرون آوردن زنان از آشپزخانه سعی می کنند ثابت کنند که زنان از مردان کمتر نیستند. می تواند وظایفی را که از نظر جامعه مردانه تلقی می شود ، انجام دهد. این بدان معناست که این فیلمسازان زن برای ارتقاء کرامت زنانه خود عملکردی مردانه دارند و اساساً تأکید می کنند که هیچ تفاوت عملکردی بین زن و مرد وجود ندارد! همچنین در مورد جنگ ، نقش زنان عمدتا به عنوان یک شهید صبور یا مادر بزرگترین قهرمان که با مردان با اسلحه مبارزه می کند ، مشخص شده است. اما در این مجموعه تینا پاکروان با توجه به پتانسیل بالقوه او در زندگی شخصی یا اجتماعی ، حتی در مبارزات و جنگها (و بدون تأکید بر نزدیکی این قدرت به یک مرد) توانسته است یک زن را در موقعیت اصلی خود نگه دارد.
قهرمانان زن این سریال سعی نمی کنند خود را مرد نشان دهند یا همیشه سعی می کنند حقوق خود را از مردان بگیرند. البته در این سریال نیز ؛ مرد غیرفعال ؛ ارگی ؛ دیکتاتور ؛ مردد، دودل؛ زیان آور؛ جاسوسان و خائنان زیادی وجود دارند ، اما آنها در فیلم های فمینیستی با سایر مردان تفاوت دارند زیرا آنها خوشحال هستند و کار و زندگی خود را نه تنها برای ستم به زنان رها می کنند! زن به معنای واقعی کلمه یک زن است ، نه یک زن مرد! این زن در حالی که وظایف زناشویی و مادری خود را به خوبی انجام می دهد ، با مادر شوهرش به تجاوز می پردازد تا بتواند زندگی سیاسی خود را حفظ کند و در عین حال با آرامش کامل و بدون هیچ میل و محبت کار خود را انجام می دهد. به
او آزادانه به کتابفروشی می رود و بدون هیچ گونه درگیری خاصی با شوهرش که او را از خروج از خانه منع می کند ، به جلسات روزانه خود می رود و به نیکوکار کمک می کند! حتی وقتی با عصبانیت سر میز شام آنها ظاهر می شود ، به آرامی اصرار می کند که او برای گرفتن اجازه ترک شوهرش نیامده ، بلکه برای گرفتن گذرنامه آمده است! اگرچه او تیرانداز خوبی است ، اما مانند مردان از سلاح کمتری استفاده می کند زیرا بهترین سلاح او استفاده از روش های کاملا زنانه است. حتی اگر در قسمت هشتم مجبور به استفاده از اسلحه شود ، مانند یک زن واقعی اشک می ریزد یا وقتی شوهر سابقش در زندان است ، از احساسات زنانه خود برای دفاع از همسر بی وفا استفاده می کند.

لازم به ذکر است که گریه زن به هیچ وجه نشانه ضعف او نیست ، بلکه سلاحی قدرتمند است ، گاهی اوقات برای دفن یک مرد. بدون مبارزه با شیرزاد ، زن با حوصله در انبار می ماند و شوهرش را تحریم می کند. زیرا او به خوبی می داند که همان اندازه که زنان درد و رنج را تحمل می کنند می توان با توجه و خشونت بسیار کمتری از بین برد که مردان از شر مردان مضطرب خلاص می شوند! ما به منظره غم انگیز شیرزاد از خاتون از پشت پنجره اشاره می کنیم تا شما را بیاورد!

زنان نیازی به اثبات خود ندارند. مرد باشید زیرا می فهمد که اگر او به معنای واقعی کلمه یک زن باشد ، می تواند در بین همه مردان یک قهرمان باشد! بر خلاف تصور عموم ، “زن آشپزخانه” هرگز ضعیف تر از مرد نیست اگر بداند مردانی که معمولاً می خواهند “عزادار قلب” باشند با یک دستمال خوب (نه با مشت) می توانند خراب شوند! بخواهیم یا نخواهیم ، ما هیچ کاری با شعارهای مانند ابزار زنان نداریم. باید گفت به همان اندازه که جذابیت یک مرد قدرت اوست ، قدرت یک زن نیز جذابیت اوست. گاهی به دلیل شرایط ؛ “شیر می تواند یوزپلنگ باشد!” به همان شیوه زنانه ، زن باعث می شود که مامور روس احساس بی حسی کند و بارها عاشق او شود.
از سوی دیگر؛ خویشتن داری زن به این ترتیب توانسته توجه بسیاری از مردان را برای رسیدن به خواسته هایش جلب کند و زنان همیشه این ویژگی را بارها حتی پس از جدایی از همسر خود نشان داده اند. دیدن؟ سلاح قهرمان سازی یک زن به همان اندازه راهی برای رسیدن به خدا است و نیازی به هل دادن بدن مردانی نیست که فقط قدرت و سلاح دارند. تاثیری که یک مادر می تواند بر فرزندان خود بگذارد هرگز توسط یک پدر با تمام ید حاصل نمی شود!

سایر زنان این مجموعه ؛ در فعالیتهای این زنان م theyثر نشان داده شده است ، از همسر یک عموی جاسوس که شوهر ناراضی دارد تا همسر باردار ناخدا نوزومی و حتی پروین ، که علی رغم جنگجو بودن ، ما به ندرت او را با اسلحه می بینیم. ! حتی در بین مهاجران ما هنوز یک هنرمند و یک زن تأثیرگذار را می بینیم. ظاهر فانتزی تینا پاکروان با یک شخصیت زن در هر قهرمان – با وجود همه خرافاتش – باید مورد ستایش قرار گیرد ، زیرا خاتون چنین چیزی را به خوبی نشان داد.

بازیگران مجموعه تلویزیونی خاتون
اشکان خطیبی نقش مردی را بازی می کند که نمی تواند راه درست را انتخاب کند و همیشه در مورد آنچه در قلب پرشور و تفکر مناسب او می گذرد مردد است. او هیچ کاری جز خاموش کردن آتش (خشم) فندک خود انجام نمی دهد!

البته تیپ ها و شخصیت های دیگر ، علیرغم تمام تقلیدهایشان در فیلم های دیگر (از جمله: همسر اول دوم خان ؛ کتابفروش ؛ رزمنده مخفی ؛ عروس شیرزاد و …) تاسیس و پذیرفته شد.

اما من یک مورد خوب دارم ؛ این درامی است که شخصیت منفی و ضد قهرمانی آن بسیار تأثیرگذار است.

ترکیب و مدیریت
با احترام به برخی انتقادات منتشر شده مبنی بر شعار بودن دیالوگ های مجموعه ، باید گفت که دیالوگ ها با دقت محاسبه و انتخاب شده اند. به ویژه دیالوگ هایی که می تواند به شعارهایی مانند “گفتگوی خاتون با کمیسر و شیرزاد به ترتیب بازجویی” تبدیل شود. همچنین ، دیالوگ و واکنشی که کاملاً ارتباط و فاصله واقعی شیرزاد از خاتون را هنگام عاشقانه بیان می کند! به عنوان مثال ، وقتی خاتون می گوید: شیرزاد هنوز به علاقه واقعی خود پی نبرده است ، یا شیرزاد خاتون کتابی را که برایش آورده اند در زندان می اندازد ، یا خاتون اسلحه ای را به شیرزاد می برد (که البته در وهله اول). این ممکن است فقط یک شوخی زناشویی تلقی شود ، اما وقتی زن قبلاً مهمات بارگیری نکرده بود ، در ادامه ، همان صحنه در واقع توضیح داده می شود. خبر مرگ پسرش و …
کاهش قاب عکس رضاشاه بدون تأکید بر فشار عکس رضاشاه یا توهین مستقیم به او ؛ او چیزی گفت و نیازی به شعار دادن علیه او یا ظلمش نبود.
در پایان ، باید توجه داشت که فیلم به دلیل موقعیت محدود در شهرک سینمایی غزالی نمایش داده نشد. قدردانی شد. جلوه های بصری از جمله هواپیما نیز از چاه بیرون آمد. دلایل فنی دیگری از جمله فیلمبرداران وجود دارد که نیازی به ستایش ندارند و همه آنها کار خود را به خوبی و حرفه ای انجام داده اند.

هنر گفتن آنچه می گویید نیز تقصیر آن است
همانطور که در ابتدای این مقاله ذکر شد ، برخی از صحنه های این مجموعه نوعی تکرار و تکرار بود که وقتی آنها را تماشا کردیم ، ناخواسته به برخی از فیلم های ساخته شده در این دوره مانند شهرزاد فکر کردیم! همچنین در ارتش مخفی (رزمندگان مخفی که در رستوران کار می کنند) (صحنه تجمع مجروحان با پزشک تنها در سنین بالا) و فیلم هایی که بین غذاخورها ، خدمتکاران ، زوجین رابطه دارند ، دیده می شود. مادر شوهر و عروس بارها به تصویر کشیده شده اند. حتی شخصیت گمشده اما تاثیرگذار این سریال ما را به یاد ربکا می اندازد! شخصیت به عنوان یک زندانی ؛ پدر و خان ​​دیر
همچنین استفاده از گویش های بومی تنها برای افراد طبقه پایین استفاده نمی شد و این نابرابری گویش تهران با سایر گویش های شهری چندان آزاردهنده به نظر نمی رسید!

عناصر اتفاقی نیز مکرراً در وقایع داستان دیده می شوند (به جای استفاده مناسب از روابط علت و معلولی) ، که طبیعتاً درام را تضعیف می کند. مشاهده تصادفی افراد و پرتاب مهمات در مقابل خودروی شیرزاد و انداختن آن به رودخانه شیرزاد و نادیده گرفتن توصیه راننده مبنی بر بازگشت به روستا 1 دقیقه قبل از رسیدن مهمات ؛ افرادی که جلوی سفارت روسیه نشسته بودند بی دلیل فرار کردند ، تهدید آب از شیرزاد و ….

به هر حال به همه عوامل این سریال می گوییم خسته نباشید و منتظر فصل دوم سریال هستیم.

دکمه بازگشت به بالا