جامعه و خانواده

استخدام دانش‌آموزان شین‌آباد در آموزش و پرورش/ثبت نام ۳۴۰ هزار فرهنگی برای مسکن

وزیر آموزش و پرورش از اتمام مراحل اداری جذب دانش آموزان سین آباد در سیستم آموزش و پرورش خبر داد.

به گزارش دنیای 77، محسن حاجی میرزا ، وزیر آموزش و پرورش در یک برنامه تلویزیونی درباره وضعیت دانش آموزان سینابادی گفت: “خدا را شاکریم ، معالجه آنها تمام شده است. آنها علاقمند به استخدام بودند. ما منتظر هستیم تا اعلامیه توافق بین برنامه و آژانس های بودجه را برای تأمین منابع اعلام کنیم. می تواند برود

وی همچنین از لغو تسهیلات در هفت مدرسه مهم تهران طی 2-3 هفته گذشته در شورای نظارت بر تهران خبر داد و افزود: “حدود 11٪ مدارس و دانش آموزان ما بی سود هستند.”

وزیر آموزش و پرورش با اشاره به آغاز سال تحصیلی جدید در ماه سپتامبر ، گفت: ما در صورت غیبت اگر وضعیت براساس اوضاع استانها قرمز شود ، این کار را انجام می دهیم ، اگر به رنگ زرد باشد ، این کار را در مخلوط انجام می دهیم و اگر سفید باشد ، این کار را انجام می دهیم. شرایط یکسان خواهد بود. بنابراین ، “وضعیت” مانع از 6 سپتامبر نمی شود.

وی به خانواده های دانش آموزان اطمینان داد که نیازی به زحمت ندارند. ما از سلامتی کودکان مراقبت می کنیم. اگر آنها نگران سلامتی هستند ، ما تنها تصمیم گیرندگان بهداشت در کشور هستیم. اگر آموزش چهره به چهره امکان پذیر نباشد ، در صورت غیبت آن را انجام خواهیم داد و باید اطمینان حاصل کنیم که این آموزش از کیفیت مطلوبی برخوردار خواهد بود.

وزیر آموزش و پرورش فرهنجم همچنین در مورد مسکن گفت: “ما اعلام کردیم که در هر فرهنگی که خانه ای برای کارمندان و بازنشستگان وجود نداشته باشد ، باید ثبت نام کنند.” حدود 340،000 نفر در سراسر کشور ثبت نام کرده اند. اسکان برای چهره های فرهنگی می تواند چیز خوبی باشد.

در زیر بیانیه مفصل وزیر آموزش و پرورش آمده است:

* در این برنامه ما دکتر محسن حاجی میرزا وزیر آموزش و پرورش را داشتیم که پس از مدتی از ما سؤال کرد ، سرانجام به ما فرصت داد و موفقیت ما در خدمت به وی سلام کرد. خوش آمدی.

من به شما و همه بازدید کنندگان عزیز سلام می کنم.

* در دوره های دشوار برای وزرا. این بدان معناست که چند ماه پیش اینطور نبود که ما به دلیل آلودگی مدتی بسته شدیم و بعد به دلیل کرونا بود ، حالا یک سال است. همه چیز چگونه پیش می رود؟

Corona در همه بخشهای اقتصادی و اجتماعی کشور تأثیرات گسترده ای دارد. این مهمترین هدف ما در آموزش را به خطر انداخته است ، یعنی آموزش با کیفیت و عادلانه و دسترسی عادلانه به آموزش برای همه مردم. ما نمی دانیم چه مدت با این واقعه روبرو خواهیم شد و چه مدت پایان خواهد یافت. ما مجبور بودیم کار کنیم زیرا مدرسه می تواند تعطیل شود اما مطالعات متوقف نمی شود. اولین کاری که ما انجام دادیم این بود که از سعد آزادی درخواست کمک کنیم و سعد آزادی خیلی خوب بیرون آمد و به ما کمک کرد تا به طور مؤثر کمک کنیم. ما در کمتر از یک هفته کلاس های تلویزیونی را برگزار کردیم و بیش از 2،000 برنامه پخش کردیم.

و آیا مورد استقبال قرار گرفت؟

بعضی از برنامه ها 227 میلیون بار بارگیری شده اند و به تدریج تعداد آنها افزایش یافته است ، به طوری که بیش از 36 برنامه در روز اغلب به صورت زنده پخش می شود و آموزش را به دانشجویان ارائه می دهد. ما با دو مشکل روبرو شدیم؛ یک مشکل این است که ما نمی دانستیم که آنها چه مقدار باید این پیشنهاد را بپذیرند و چقدر آنها موظف به بررسی آن بودند و اینکه چقدر جدی برای دریافت پیشنهاد آموزش دیدند. مسئله دیگر این بود که چگونه آنها می توانند سؤالات و ابهاماتی را ایجاد کنند و رابطه دانش آموزان با معلمان قطع شد. طبیعتاً مدارس به شبکه های اجتماعی مختلف منتقل می شدند و در شبکه های داخلی و خارجی تدریس می شدند. این افتتاح نیز بود ، اما با یک مشکل جدی روبرو شدیم؛ نمی دانستیم چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد. آیا همه دانش آموزان تمام آموزش را دریافت می کنند؟ بنابراین ما مجبور شدیم خودمان شبکه ای بنام “شبکه آموزش دانشجویی” طراحی کنیم. از ویژگی های این شبکه می توان به آموزش و بومی بودن آن اشاره کرد. ارتباطات فقط بین معلمان و دانش آموزانی که در یک کلاس کار می کنند ، در همان کلاس که در آن پذیرفته شده و شرکت کرده اند ، برقرار است.

* آیا این شبکه “خوشحال” است؟

آره. این شبکه “آموزش دانش آموزی” مبارک است که برای ده ها سال است که می آموزد از طریق مدارس و کلاس ها یاد بگیرد ، حالا باید وارد اکوسیستم جدید شود. خوشبختانه مدیران مدارس ما و بیش از 99٪ معلمان ما و حدود 70٪ دانش آموزان وارد این سكو شده اند. ما بطور تصادفی به یک انجمن پدربزرگ و مادربزرگ معلمان اختصاص داده ایم تا با خانواده تماس بگیرند و از آنها سؤال کنند. سوالات مشابهی پرسیده شده است. مشکل این است که برخی از مناطق اینترنت در دسترس همه نبود و تلفن هوشمند یا دانش آموزان زیادی وجود ندارد که بتوانند با هر کسی ارتباط برقرار کنند.

به عنوان مثال ، یک خانواده 3-4 دانش آموز داشت و می توانست تلفن هوشمند داشته باشد. این امکان وجود داشت که همه دانش آموزان از همان تلفن استفاده کنند. در بسیاری از موارد مربیان رادیو و تلویزیون محلی ، منطقه ای و استانی برای کار آمدند و به ما کمک کردند.

ما یک بسته آموزشی آموزشی ایجاد کردیم که در دسترس دانشجویان قرار گرفت. معلم یا مدرس آن را به منطقه می برد و آن را بین دانش آموزان توزیع می کرد. در برخی مناطق در آن منطقه نیز معلمی وجود داشت. تعداد دانش آموزان نیز محدود بود و می توان فواصل اجتماعی را مشاهده کرد کلاس ها بصورت حضوری برگزار می شد.

معلمی داشتیم که هر روز 50 کیلومتر قدم می زدیم. امروز او رفت و برای تحصیل به 4-5 نفر بازگشت. بیان خالص مسئولیت معلمان منتشر شده است. معلمی را می بینید که روی تخت بیمارستان یا مومیایی کار می کرد که از دیوار یخچال به عنوان تخته سفید استفاده می کرد. کارهای خوب و ارزشمندی انجام شد.

همه اینها ما را به پایان سال می رساند. ما به همه مدیران و معلمان گفتیم که شما باید به مدرسه بروید و ما به دانش آموزان گفتیم که هرکسی که مشکل و ابهام دارد یا نمی تواند بخشی از درس را درک کند ، خواهد آمد و معلمان به مدرسه می آیند و به سؤالات آنها پاسخ می دهند. این یک حرکت بسیار خوب برای پایان سال تحصیلی بود. حدود 20٪ از دانش آموزان روستایی ذکر کردند. خوب ، همیشه امتحان برای معلم وجود دارد؛ آزمون یکپارچه ما در کلاس دوازدهم است. بنابراین ، کلاس دوازدهم را اعلام کردیم ، که یک آزمون یکپارچه یکپارچه است که در سراسر کشور و در کلاس نهم برگزار می شود ، زیرا شامل انتخاب یک آزمون کارآمد و رشته تحصیلی است ، ما به دانش آموزان گفتیم که حق خود را از دست ندهند ، ما آن را به صورت خصوصی برگزار کردیم. خوشبختانه همه این کارها با نهایت دقت و مطابق پروتکل اعلام شده از سوی وزارت بهداشت انجام شد و هیچ تجربی در جایی برای تقلید و تکرار آنها وجود ندارد.

البته آموزش الکترونیکی یکی از اهداف آموزش است؛ به عبارت دیگر ، در سند تحول بنیادین ، ​​به ما وظیفه داده شد که به سمت یادگیری الکترونیکی حرکت کنیم.

* اما لازم نبود.

آره؛ این حادثه ما را رها کرده است. آموزش عملاً به یک اکوسیستم جدید پرتاب شد.

* برای ادامه راه رئیس جمهور ، ستاد ملی نیز ماه سپتامبر علیه کرونا اعلام کرد. برخی خواسته اند که اکنون با شدت تاج ، و امیدوارم کنترل شود ، چه کسی این ایده را داده است که باید در ماه آگوست شروع کنید ، ابراز پشیمانی از اینکه نگرانی هایی درباره پاییز و زمستان وجود دارد. فکر می کنید قبل از ششم سپتامبر شروع کنید؟

نه ، زیرا ترتیب سال تحصیلی وجود دارد. برخی از مقدمات شروع سال تحصیلی از بهمن ماه سال گذشته آغاز شد. این به طور طبیعی انجام می شود. ما کار خود را در هر شرایطی از ماه سپتامبر تا سپتامبر شروع خواهیم کرد. 6 سپتامبر زمان شروع سال تحصیلی است. اگر وضعیت قرمز باشد ، در غیاب آن را انجام می دهیم ، اگر به رنگ زرد باشد ، آنرا در مخلوط انجام می دهیم و اگر سفید باشد ، مانند گذشته خواهد بود. بنابراین ، “وضعیت” مانع از 6 سپتامبر نمی شود.

* آیا این شرایط زرد و قرمز پیش بینی های لازم را انجام داده است؟ گفته می شود این زوج از ماه سپتامبر یک زن و شوهر خواهند بود. آیا این طرح برای همه نیست؟

نه ، این وظیفه هر یک از آنها را دارد که چگونه باید رفتار کند. اگر قرمز باشد ، امکان حفظ کلاس نیست و باید به صورت غیابی انجام شود. اگر به رنگ زرد باشد ، به این معنی است که می توانیم به دنبال پروتکل ها ظاهر شویم. با این وجود تعداد دانش آموزان این کلاس حضوری باید به گونه ای باشد که فاصله لازم بین آنها مشاهده شود.

حدود 40٪ دانش آموزان مدرسه ما دارای چندین دانش آموز هستند که می توانند براساس فاصله اجتماعی تأسیس مدرسه کنند ، اما برخی از بخش ها وجود دارد که کلاس ها شلوغ است و 40-35 نفر در یک کلاس زندگی می کنند تا بتوان پروتکل های اجتماعی دانش را دنبال کرد. دانش آموزان در این کلاس ها باید به دو بخش ، برخی حتی برخی روزها و برخی روزهای خصوصی تقسیم شوند و در غیاب روزهایی که حضور دارند و روزهایی که نیستند ، در کلاس های خود شرکت کنند.

کلیه دوره ها باید بصورت جداگانه یا جزئی ارائه شود. بخشی از آن شخصی است و در غیاب آنها می توانند کارهای خانه را انجام دهند. اگر 4 ساعت فیزیک باشد ، یک ساعت و نیم حضور و یک ساعت و نیم غیبت است تا بتوانیم از این فرصت برای همه دروس استفاده کنیم.

اگر شرایط سفید باشد ، ما در غیاب حدود 20٪ از محتوای آموزشی خود را ارائه می دهیم تا ظرفیتی که وارد آن شده ایم به بلوغ کافی برسد.

* دو جنبه برای محتوای ایجاد شده برای مدارس غیرانتفاعی وجود دارد ، هر دو مهم هستند. از یک طرف دانش آموزان و والدین پرداخت می کنند ، در پایان دانش آموز شرکت نمی کند و برنامه درسی برگزار نمی شود و از طرف دیگر مدرسه غیرانتفاعی هزینه های خود را پرداخت می کند و البته قادر است روی پاهای خود بایستد و دولت می تواند حمایت مالی را ارائه دهد. این همه مدارس غیرانتفاعی را ندارد و یک پارادوکس است. یعنی چگونه باید حل شود؟ در بسیاری از مناطق هنوز حل نشده است.

ما تصمیماتی را که می گیریم و اعلام می کنیم می پذیریم و برای اجرای آن تصمیمات کنترل و مراقبت می کنیم ، که مدارس فقط می توانند هزینه خدمات ارائه شده خود را بپردازند. آنچه انجام نشده است باید پرداخت شود ، اما ما به مدارس این حق را داده ایم كه با خانواده های خود توافق كنند و بعضی از آنها نیز ممكن است در سال تحصیل بعنوان بازپرداخت لحاظ شوند. این تفاهم است که بین مدرسه و والدین دانش آموزان ایجاد می شود.

* البته نظارت بسیار مهم است.

آره. اکنون در 2-3 هفته گذشته ، هفت مدرسه مهم در تهران تخلف از امکانات شورای نظارت بر مدارس غیرانتفاعی تهران را برعهده گرفته است.

* وضعیت معلمان و مؤسسات آموزشی امسال بهبود یافته است. من فکر می کنم آنها 50 درصد افزایش یافته اند؟

بیش از 50٪ بود.

* برخی می گویند برای ما 20 یا 30٪ است. ما در خانواده خود یک فرهنگ و معلم داریم.

می بینید ، ما حقوق معلمان را افزایش داده ایم ، و این افزایش بیش از 65٪ بود ، اما وقتی ما این را می گوییم ، بعضی ها فکر می کنند ما یک کار عالی برای معلمان انجام داده ایم. ما بقیه معلمان را روی کارمندان دولت گذاشتیم. از سی میلیون به 70 هزار تومان افزایش یافته و به حدود یک میلیون و 100000 تومان رسیده است. البته این متوسط ​​حقوق معلمان است ، بنابراین به کلیه کسانی که چیزی مانند مدیران آموزش و پرورش دریافت نکرده اند ، ناگهان 50 درصد حقوق و دستمزد خود را افزایش داد و به کسانی که قبلاً آن را دریافت کرده بودند ، به مبلغ دریافت شده اضافه شد.

* آیا شما از این سطح حقوق به عنوان وزیر آموزش و پرورش رضایت دارید؟

هیچ کس نمی تواند در مورد حقوق معلم صحبت کند. ما از ارائه خدمات بهتر و مؤثرتر استقبال خواهیم کرد ، اما فکر می کنم همکاران مدرس ما نسبتاً راضی بوده اند و آنچه را که در طول یک سال گذشته اتفاق افتاده است را منعکس می کنند.

* وضعیت بیمه کارگران فرهنگی چقدر است؟ با این بیمه طلا در مورد طلا اندکی محو شده اند.

سالها است که بیمه خود را به صورت نقدی آموزش می دهد. این بدان معناست که کارمندان آموزش و پرورش برای بیمه های تکمیلی خود حق بیمه می پردازند و این در صندوق بیمه آینده (Futures Insurance Futures) قرار می گیرد و بر همین اساس هزینه ها را پرداخت می کنند.

کاری که امسال انجام داده ایم افزایش تعداد مراکز خدماتی ، افزایش تعداد خدمات و در عین حال پرداخت هزینه است. তবে আমি এখনও অসন্তুষ্ট এবং আমি মনে করি সংস্কৃতি ব্যক্তিত্বের জন্য যেখানে আরও প্রচেষ্টা করা উচিত সেগুলির একটি হ’ল বীমা ক্ষেত্রে।

প্রিয় শিক্ষকদের বেতন বৃদ্ধির বিষয়ে, আমি বলতে চাই যে আমি যা বলেছি তা সব শিক্ষারই গড়; কারও কারও এ বেতন বৃদ্ধির চেয়ে কম বেশি কিছু থাকতে পারে।

* আপনি ফারহাগিয়ান পেনশন তহবিল উল্লেখ করেছেন; রাজধানী ব্যাংকে যে অর্থ আত্মসাত হয়েছিল সে সম্পর্কে কিছুকাল আগে একটি খারাপ ঘটনা ঘটেছিল। কোথায় গেল?

দুর্ভাগ্যক্রমে, এটি জনসাধারণের আস্থার ক্ষতি করেছে, এবং willingশ্বর ইচ্ছুক, যারা ব্যর্থ হয়েছিল তাদের কাজ যত্ন নেওয়া হবে এবং তাদের অবশ্যই শাস্তি দেওয়া হবে, এবং এটি আসলে শিক্ষার সাথে সম্পর্কিত ছিল না। এটি ছিল এমন ব্যাঙ্কের বাইরে যা আমরা অংশীদার ছিলাম। এই ব্যাংক লঙ্ঘন করেছে, যার পরিণতি আমরা শোধ করছি।

* কত বছর আগে এই মূলধন ব্যাংকের গল্পটি ছিল?

আমি মনে করি এই ব্যাংক লঙ্ঘন ’92 এর আগে সম্পর্কিত।

* আপনি বলেছিলেন যে ট্রান্সফর্মেশন ডকুমেন্টটি প্রয়োগ করা হয় যখন এটি শিক্ষার মধ্যে একটি আলোচনায় পরিণত হয় এবং সামাজিক কথোপকথনের জন্য একটি বিষয় পর্যন্ত প্রসারিত হয়।

ফান্ডামেন্টাল ট্রান্সফরমেশন ডকুমেন্ট আমাদের সর্বাধিক গুরুত্বপূর্ণ মিশন। এই নথিটি প্রকাশিত হওয়ার কয়েক বছর ধরে, এক সময় শিক্ষা মন্ত্রকের দায়িত্বে থাকা আধিকারিকদের উপর বিভিন্ন ধরণের কাজ করা হয়েছে। সমস্ত প্রয়োজনীয় কাজ এবং কোর্সগুলির উদ্দেশ্যগুলি উচ্চ শিক্ষা কাউন্সিল কর্তৃক প্রণীত ও অনুমোদিত এবং সাংস্কৃতিক বিপ্লবের হাই কাউন্সিলকে জানানো হয়েছে।

আমরা যে বিষয়টি তৈরি করেছি তা হ’ল আমরা যখন কোনও নথির কথা বলি, তখন আমাদের এটি সম্পর্কে একটি আলোচনা তৈরি করতে হবে। কীভাবে আমাদের শিক্ষক নথির উদ্দেশ্য বুঝতে পারেন? পরিবার কী বোঝে? সমাজ কী বোঝে? আমরা স্কুলের জন্য যে লক্ষ্যগুলি নির্ধারণ করতে পারি তা নথি থেকে বের করেছি। আইনটি আমাদের জানিয়েছে যে যে কেউ একজন পেশাদার প্রযুক্তিবিদ এবং পৃথক কাজ এবং জ্ঞান নয়, মধ্যবর্তী তাত্ত্বিক কোর্সটি গ্রহণ করেন, তার যে সমাজে বাস করেন তার অবশ্যই দক্ষতার দক্ষতা থাকতে হবে।

ঠিক আছে, এই উদ্দেশ্যে আমাদের ক্ষমতা, সুযোগ-সুবিধা, সংস্থানগুলি খুব সীমাবদ্ধ। দলিলটি কার্যকর করার জন্য আমাদের কাছে ক্রেডিট নেই। আমরা যে একই অর্থ পাই, আমরা তা পাই get অতএব, আমরা প্রতিটি প্রদেশের একটি অঞ্চল নির্বাচন করেছি; সেই সুযোগটি সেই অঞ্চলের শিক্ষার্থীদের জন্য ব্যবহার করুন এবং তাদের একটি দক্ষতা শেখান। উদাহরণস্বরূপ, আমরা প্রাথমিক শিক্ষায় “সুস্পষ্ট” পরিকল্পনাটি একটি উন্নয়ন প্যাকেজ হিসাবে গ্রহণ করেছি, এর অর্থ কী? শিক্ষার্থীদের অবশ্যই প্রাথমিক বিদ্যালয়ে ভাল পড়া শিখতে হবে। ভাল লিখতে শিখুন, ভাল শুনতে শিখুন এবং ভাল কথা বলতে শিখুন! প্রাথমিক দক্ষতা যেমন সমস্যা সমাধানের দক্ষতা, যোগাযোগ দক্ষতা, সমস্যা সমাধানের দক্ষতা প্রাথমিক বিদ্যালয়ে শিক্ষার্থীদের জানা উচিত। আমি নিশ্চিত যে পরিবারগুলি যখন খুশি হবে যে তারা জানবে যে এই প্রক্রিয়াটি তাদের সন্তানের আরও বেশি আত্ম-অভিব্যক্তি, ভূমিকা রাখার আরও বেশি দক্ষতার দিকে পরিচালিত করে। যদি আমরা এই দশককে পিছনে ফেলে রাখি এবং এই পরিবর্তন থেকে সমাজ এবং সাংস্কৃতিক ব্যক্তিত্বের স্বাদকে মিষ্টি করতে না পারি, তবে আমরা পরে বলতে পারি যে এটি শেষ হয়ে গেছে।

কাউকে ঘোড়ায় চড়ার জন্য দেওয়া হয়েছিল, সে স্যাডেলের উপর হাত রাখল এবং ঘোড়া সরে গেল, সে বলল শেষ হয়ে গেল, আরেকটা ঘোড়া দাও! এখন আমরা একের পর এক ঘটনাটি শেষ করতে পারি না। আমাদের অবশ্যই উঠে দাঁড়াতে হবে এবং দৃ this়তার সাথে এটি করা উচিত।

* আপনার কি 127,000 সৈন্য রয়েছে?

আমাদের 197,000 এর অভাব রয়েছে।

* তুমি এখন কি করছ? আপনি কি অবসর গ্রহণ করেন?

আমাদের জনশক্তি দেওয়ার পাঁচটি উপায় রয়েছে। আমাদের বিভিন্ন বছরে 60-50 বা 40,000 অবসর রয়েছে যারা শিক্ষা ব্যবস্থা ত্যাগ করেন। ফারহানজিয়াম বিশ্ববিদ্যালয়ের মাধ্যমে আমরা প্রায় ২০,০০০ লোককে আকর্ষণ করি, যারা চার বছরের প্রশিক্ষণ গ্রহণ করে এবং পরে প্রশিক্ষণ চক্রের মধ্যে প্রবেশ করে। সুতরাং এই 20,000 মানুষ এই মুহুর্তে আমাদের দরকারী নয়।

২৮ অনুচ্ছেদের মাধ্যমে আমাদের ২৩,০০০ লোককে নিয়োগ দেওয়ার অনুমতি দেওয়া হয়েছে, এর মধ্যে 5,000 ইতিমধ্যে বাকি ছিল এবং 28,000 হয়ে যাবে। আমরা এগুলি দেশে উপলব্ধ ব্যাচেলরদের থেকে সরবরাহ করি। এমন একটি কল আছে যা আমি মনে করি আগস্টে করা হবে। তারা অংশ নেয় এবং যাঁরা পরীক্ষায় উত্তীর্ণ হন তাদের অবশ্যই ফারহানজিয়াম বিশ্ববিদ্যালয়ে প্রশিক্ষণের জন্য একটি প্রশিক্ষণ কোর্স নিতে হবে। কিছু সহকর্মী যারা অবসর নিয়েছেন এবং অবসর নিতে পারবেন না, অর্থাত আইনত 35 বছরের জন্য থাকার অনুমতি দেওয়া হয়েছে, আমরা তাদের ছেড়ে না যেতে বলি। যারা আমাদের এক তৃতীয়াংশ দাম রেখে এসেছেন তাদের জন্য সময়টির এক-তৃতীয়াংশ কিনতে এবং প্রশিক্ষণ ক্লাসে আনতে আমাদের অনুমতি দেওয়া হয়; আমরা এটিও করি।

এখন প্রায় ১,০০,০০০ লোক যারা শিক্ষাদান এবং সাক্ষরতার সহায়ক হিসাবে বহু বছর ধরে শিক্ষার উপর কাজ করেছেন এবং তাদেরকে আমাদের সাথে টিউশনির ভিত্তিতে কাজ করার অনুমতি দেওয়া হয়েছে। আমাদের নতুন টিউটর ভাড়া দেওয়ার অনুমতি নেই। আমরা এই সত্যের কথা বলছি যে আমরা সংসদ এবং সাংস্কৃতিক বিপ্লবের সুপ্রিম কাউন্সিল উভয়ের সাথে কথা বলেছি যাতে আমরা শিক্ষায় মানব সম্পদের অবস্থার উন্নতি করতে পারি।

এখন, গত দশ বছরে, আমাদের নিয়োগের ৪৮.৫% বাহিনী ফারহান্জিয়ান বিশ্ববিদ্যালয়ের মাধ্যমে নিয়োগ করা হয়নি। অন্যদিকে, তারা ঠিক আছে; তবে কিছু বাহিনী বছরের পর বছর ধরে কাজ করেছে এবং তাদের প্রত্যাশা রয়েছে। তাদের প্রতি আমাদের কোনও আইনী বাধ্যবাধকতা নেই, তবে এই বাধ্যবাধকতা পরে তৈরি করা হয়েছিল। 1988 সাল থেকে সম্মানিত সংসদ কর্তৃক একটি আইন পাস করা হয়েছে, যা আমার মতে আইন প্রয়োগের ক্ষেত্রে নজিরবিহীন হতে পারে, যা 11 বারের বেশি সংশোধিত হয়েছে। প্রতিবার, এর পরিধি আরও বিস্তৃত হয়েছে।

এটি অনুমোদিত হওয়ার প্রথম দিনেই এই আইনের মাধ্যমে 60০,০০০ লোককে নিয়োগের পরিকল্পনা করা হয়েছিল, যারা শিক্ষার জন্য টিউশন ফি আকারে ছিলেন। এখনও অবধি, তাদের মধ্যে ১৯,000,০০০ নিয়োগ দেওয়া হয়েছে এবং এখন প্রায় ১০,০০,০০০ বাকি রয়েছে।

তবে আমাকে পরিষ্কার করে দেওয়া উচিত: অলাভজনক স্কুলগুলিতে জিনিসগুলি ভাল হয় না। অর্থাৎ কিছু জায়গায় এটি একটি ব্যবসায়ের বাড়ির সাথে তুলনা করা হয়। বিদ্যালয়ের সর্বাধিক ব্যয় করতে শিক্ষকদের সর্বনিম্ন ব্যয়ে ভাড়া করা হয়। এটি অবশ্যই বিবেচনা করা উচিত।

যেহেতু আমার কাছে এই উভয় স্কুল সম্পর্কে এবং এমন শিক্ষাগত পরিষেবা কেনার বিষয়ে তথ্য রয়েছে যা একজন শিক্ষককে একটি শিক্ষণ ক্ষেত্র নিতে পারে, এটি কোনওভাবে শিক্ষকের শোষণের দিকে পরিচালিত করে। শিক্ষককে শিখিয়ে দিতে হবে এবং যে অর্থ তারা পান, কারণ অর্থ অবিচ্ছিন্ন না থাকায় তারা ২৫% পেতে পারে এবং বাকীটি বছরের শেষের দিকে চলে যায় এবং এটি শিক্ষাপ্রতিষ্ঠানের প্রশাসনে বা যারা নিযুক্ত হয় তাদের বীমাতে ব্যয় করা হয়, এবং শিক্ষকদের বেতন দেওয়ার মতো কোনও টাকা নেই। সুতরাং এর মধ্যে কিছু খুব সামান্য বেতনের জন্য কাজ করে। আমরা এই থামিয়েছি। এই ক্ষেত্রে যারা প্রবেশ করবে তাদের যোগ্যতা অবশ্যই প্রমাণিত হতে হবে এবং তাদের অবশ্যই নিশ্চয়তা থাকতে হবে যে বছরের শেষ অবধি শিক্ষকের অধিকারকে সম্মান করা হবে।

* অলাভজনক সম্পর্কে কী?

আমাদের 25 টি রূপান্তর প্যাকেজগুলির মধ্যে একটি হ’ল বেসরকারী বিদ্যালয়ের শিক্ষকদের রূপান্তর যা আমরা বিশেষভাবে প্রশিক্ষিত ও নিয়ন্ত্রিত করার জন্য ডিজাইন করেছি। আমরা আইনী সুরক্ষাও পাচ্ছি।

* আপনি যে অন্য একটি বিষয় অনুসরণ করেছেন তা হ’ল “স্বচ্ছতা ও দুর্নীতি দমন বিরোধী সরকারের ই-প্রকিউরমেন্ট” এর সম্পূর্ণ বাস্তবায়ন।

এই সিস্টেমটি এমন একটি সিস্টেম যা সরকারের রয়েছে এবং সরকারী ডিভাইসগুলির সমস্ত ক্রয় স্বচ্ছ হওয়ার জন্য অবশ্যই সেখানে নিবন্ধিত হতে হবে, এবং আমরা সরকারের অংশ এবং আমরা এটি বাস্তবায়ন করি। در مورد تعارض منافع، لایحه ای را دولت تنظیم کرده و به مجلس محترم تقدیم کرده که باید مراحل تصویب را در مجلس بگذراند.

اما خب با اعتراضاتی روبرو بودیم، مثلاً کسانی که خودشان ذینفع هستند در حوزه تصمیم گیری هایی هستند که خودشان هم ذی‌نفعان هستند. اگر کسی خود مدرسه غیردولتی دخالت داشته باشد و در تصمیم گیری مدارس غیردولتی دخالت داشته باشد این تعارض منافع می شود.

*در مورد قضیه کرونا برخی از خانواده ها تصمیم گرفتند که بچه را به مدرسه نفرستند و برای آن معلم خصوصی بگیرند. برای این فکری کرده اید؟

توصیه ما به خانواده های عزیز این است که نیازی نیست خودشان را به زحمت بیندازند. ما مراقب سلامت بچه ها هستیم. اگر نگران سلامت هستند ما تابع محض تصمیم گیران سلامت کشور هستیم. اگر امکان حضور نباشد غیرحضوری این کار را انجام می دهیم و حتماً تضمین می کنیم کار آموزش با کیفیت خوبی انجام شود.

*هنوز مدارس کپری داریم یا خیر؟

نه، مدارس خشت و گلی را کلاً تمام کردیم. اتفاق مهمی که در زلزله کرمانشاه رخ داد که جا دارد از جامعه مسئولیت‌پذیر ایران بزرگ تشکر کنم، سرانه فضای آموزشی کرمانشاه قبل از زلزله، کمتر بود، تا بعد از زلزله! یعنی دو برابر آنچه خراب شده بود احداث شد.

*این بخاری و حوادث ناشی از بخاری در کشور نداریم؟

بله، سال گذشته هر جایی که لوله کشی گاز شده بود بخاری ها را ایمن کردیم. برخی از جاهایی که بخاری نفتی بود، سعی کردیم از روش های استانداردسازی استفاده کنیم و اینها را به شکل مناسب‌تری قرار دهیم. امسال اتفاق بزرگی رخ می دهد. در قانون بودجه پیش‌بینی شده است که از محل عوارش گاز بخاری ۱۰۰ هزار کلاس استاندارد شود و وزارت نفت متعهد شده، عوارضی که از گاز می گیرد به ما بدهد و ما این کار را انجام دهیم. امیدواریم یک جهش خوبی در جهت ایمن‌سازی مدارس از نظر سیستم گرمایشی داشته باشیم.

*از مراحل درمان بچه‌های شین آباد خبر دارید؟

بله. الحمدالله مراحل درمانی آنها انجام شده، اینها علاقه‌مند بودند استخدام شوند، با سازمان امور اداری و استخدامی …

*استخدام آموزش و پرورش شوند؟

بله. با هماهنگی سازمان امور اداری و استخدامی مسئله استخدام این عزیزان را هم حل کرده‌ایم و الان منتظر اعلام توافق سازمان برنامه و بودجه برای تامین منابع هستیم تا ان‌شاالله این کار انجام شود.

*چند نفر هستند؟

الان حضور ذهن ندارم چه تعدادی بودند.

* سند ۲۰۳۰ را مطمئن هستید در جایی وجود ندارد؟ نظارت کافی در این مسئله وجود دارد؟

بله. هر اقدامی که در هر جایی شد به ما منعکس شود سریعاً واکنش نشان می‌دهیم. این جزو دستور کار ما، استان ها، مناطق، مدیران مدارس و معلمین ما در سراسر کشور نیست.

*آمار غیرانتفاعی ها الان چقدر است؟

حدود ۱۱ درصد مدارس و دانش آموزان ما غیرانتفاعی هستند، اما قانون داریم و قانون را پاسداری می‌کنیم. چند روز پیش یکی از این مدارس به من زنگ زد که یک ناظر مقیم اینجا گذاشته‌اند و این مزاحمت برای ما ایجاد می‌کند. من تماس گرفتم که چرا ناظر مقیم گذاشته‌اند، گفتند تخطی کرده و تذکر دادیم و امتناع کرده در نتیجه ناظر مقیم گذاشتیم. در این زمینه کاملاً جدی هستیم.

*ارتباط با کمیسیون مجلس برقرار است؟ در مجلس رفتید؟

بله. من کمیسیون آموزش و تحقیقات را مصمم دیدم. تعهد ما به نمایندگان محترم این است که هر جایی مشکل یا مسئله و خدشه ای باشد، سریع واکنش نشان خواهیم داد. اهداف ما مشترک است، ماموریت هایمان  مشترک است.

*به اینجا برسیم که چه شد آقای حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش شد؟

آموزش و پرورش همواره جزو دغدغه های من بود. بیش از ۲۰ سال از سوابق خدمت من در آموزش و پرورش و مجموعه های مرتبط با آموزش و پرورش گذشته است. در همان شروع دولت دوم جناب آقای دکتر روحانی هم برخی مطرح می‌کردند ولی در واقع من طفره رفتم و این مسئولیت را بسیار سنگین و خطیر می‌دیدم تا بعد که باید بعد از جناب آقای بطحایی و دوره سرپرستی آقای حسینی، خیلی به من مجال نه گفتن هم ندادند.

*با حضرت آقا هم دیدار داشتید؟

دو نوبت در حاشیه جلسات من خدمت ایشان رسیدم که دیگه به جریان کرونا خورد اما در آن دو نوبتی که ملاقات کردم و ایشان توصیه هایی را فرمودند، ما کاملاً در جهت …

*توصیه های ایشان چه بود؟

یک توصیه ایشان اجرای سند تحول بود. تاکید فرمودند که سند تحول را اجرایی کنید. فرمایش دوم ایشان معیشت معلمان بود که ایشان فرمودند در این جهت کار کنید. با عنایت آقای رئیس جمهور و حمایت دولت گام های بزرگی برداشته شد. وقتی می‌گویم گام های بزرگ، نمی‌خواهم بگویم این خیلی کار بزرگی بود. می‌گویم به بقیه رسانده ایم ولی بالاخره یک عدم تعادل را جبران کرده‌ایم و خدا را شاکریم که عنایت الهی این توفیق را فراهم کرد. گفتیم هر فرهنگی که خانه ندارد اعم از شاغل و بازنشسته ثبت‌نام کند. حدود ۳۴۰ هزار نفر در کل کشور ثبت نام کردند. ان شاالله اتفاق خوبی در مسکن فرهنگیان هم بیفتد.

*شما متولد ۱۳۳۸ قم هستید.

بله.

*یعنی الان تقریباً ۶۱ ساله هستید.

بله.

*پدر و مادر فرهنگی بودند؟

نه، مادرم خانه‌دار بود و پدرم هم در کار عمده‌فروشی میوه و حبوبات در میدان تره‌بار بودند.

*در قید حیات هستند؟

خیر. سال ۸۹ به رحمت خدا رفتند.

*هم پدر و هم مادر؟

نخیر. مادرم در قید حیات هستند.

*چند خواهر و برادر هستید؟

من سه خواهر و دو برادر دارم.

*چند تا فرهنگی هستید؟

خواهران من هر سه نفر فرهنگی هستند. برادرم که بعد از من هست، جانباز ۷۵ درصد است و قاضی بود که الان دوره بازنشستگی‌اش را طی می کند.

*چه سالی ازدواج کردید؟

من سال ۶۰ ازدواج کردم.

*چطور با حاج خانم آشنا شدید؟

من با فامیل خانواده خانمم ارتباط داشتم. خاله ایشان همسایه ما بودند که ارتباط داشتیم، اما تمام ارتباط من با خانواده خانمم بخاطر انقلاب بود. با پدر خانمم که یک فرد با روحیه عارف مسلک و فداکاری بود، در جریان انقلاب آشنا شدم و اولین بار من ایشان را به نماز حضرت آیت الله بهجت دعوت کردم. با هم نماز حضرت آیت الله بهجت رفتیم. خیلی برای ایشان تازگی داشت و بعد از آن دیگر ایشان مشتری ثابت آقای بهجت شد و من هم به تهران آمدم. پدر خانمم از شروع جنگ به جبهه رفت و تا عملیات والفجر بود که به شهادت رسید. تقریباً هم در دوره قبل از انقلاب و بعد از ۱۵ خرداد دستگیر شده بود و به زندان رفت، نیروی انقلابی و خوبی بودند و به جهت انقلابی بودن با اینها ارتباط داشتم. تا این که دایی خانمم هم شهید شد چون همسایه بودیم و ارتباط داشتیم. مادرم منزل آنها برای مجلس ترحیم رفته بود و خانم من را آنجا دیده بود و من هم می‌دانستم آن آقایی که پدرخانمم بود و من با ایشان ارتباط داشتم و خیلی صمیمی بودیم فرزند دختر دارد یا ندارد. به من گفتند ایشان بسیار ذکر خیر شما را می کند و دخترشان هست و من هم موافقت کردم. خیلی سریع و در عرض یک هفته انجام شد.

*مهریه چقدر بود؟

آن زمان خیلی خوب بود. یک دوره تفسیر المیزان مهریه خانمم تعیین کردیم.

*خطبه عقد را چه کسی خواند؟

مرحوم حضرت آیت الله مشکینی خطبه را خواندند.

*توصیه ای نداشتند؟

یک نکته ای که معمولاً بیان می کنند این است که خانم ها وقتی می خواهند چیزی بخوانند وظیفه مردان را می خوانند، مردان هم وظیفه خانم ها را می خوانند. تاکیدشان این بود هر کسی وظیفه خودش را ببیند و تلاش کند وظیفه خودش را به نحو کامل انجام دهد. خیلی دغدغه وظیفه دیگری را نداشته باشد. این که وظیفه دیگری را همواره در ذهن خود بیاوریم توقعات بالا می رود و زندگی شیرینی لازم را پیدا نمی کند. هر کسی تلاش داشته باشد حداکثر اهتمام را برای انجام وظایف خود داشته باشد.

*چند فرزند دارید؟

۴ فرزند دارم.

*دختر یا پسر؟

هر ۴ فرزند من پسر هستند.

*چه می کنند؟

پسر بزرگ من الان دوبی است و جزو دانش‌آموزان نخبه و استعدادهای درخشان بود. مکانیک خوانده و بعد علاقه‌مند به فلسفه شد و ارشد و دکترا را فلسفه خوانده و الان دکترای فلسفه می‌خواند. پسر دوم دکترای تاریخ هنر می‌خواند. او هم انتقال از لیسانس به فوق لیسانس به دلیل اینکه دانشجوی برتر بود بدون کنکور شرکت کرد. فرزند سوم من لیسانس فلسفه دارد که الان سربازی رفته و برگشته و در کار هنر است و دغدغه های هنری خاصی دارد، چون می دانم دوست ندارد درباره او صحبت کنم، کارهای خودش را به صورت ناشناس انجام می دهد، حتی سوریه رفته و کارهای مختلفی انجام داده و چون علاقه‌مند نیست از کارهای او زیاد نمی گویم. چهارمین فرزندم هم دانشجو است و در دانشگاه تهران تحصیل می کند.

*ازدواج کردند؟

دوتا فرزندم ازدواج کردند.

*نوه هم دارید؟

نخیر.

*در کارهای خانه به حاج خانم کمک می کنید؟

مقداری که میسر باشد علاقه مند به کار و کمک در خانه هستم منتهی بچه ها خیلی خوب کمک می کنند. چون دختر نداشتیم بچه ها از ابتدا کنار مادرشان همه کاری را یاد گرفتند و همه بلد هستند همه کاری انجام دهند. بچه های من آشپزی بلد هستند، تمام کارهای خانه را می توانند به طور کامل انجام دهند.

*حاج خانم هم اهل فعالیت اجتماعی هستند؟

خانم من فرهنگی است و با ۲۵ سال سابقه خودش را بازنشسته کرد و خیریه را تاسیس کرد که بچه های بهزیستی را تحت سرپرستی دارند. با تعدادی از خانم های اعضای دولت از سال ۹۲ این کار را شروع کرده‌اند. الان هر چند وقت یکبار این بچه ها را به عنوان دختران خودمان، مراسم خواستگاری برگزار می کنیم و هفته گذشته یک مراسم محدودی برای خواستگاری یکی از دخترها برگزار کردیم. برای اشتغال و ازدواج این بچه ها تلاش می کند.

*اهل ورزش هستید؟

بله. من به شدت علاقه‌مند به پیاده روی هستم. قبل از وزارت آموزش و پرورش جزء ثابت برنامه های هر روز من حداقل ۱۰-۸ کیلومتر پیاده‌روی بوده که انجام می دادم.

*شما از دانشجویانی بودید که با دوستان تبریزی در تبریز بودید. هم آقای مهرعلیزاده، آقای علائی، آقای پزشکیان با شما بودند. یک جمع خفنی در زمان انقلاب بودید.

بله؛ من دانشجو نبودم. من از طرف دبیرخانه شورای انقلاب به تبریز رفتم.

*بعد از انقلاب بود؟

بله.

*یعنی فعالیت های انقلابی شما بیشتر در قم بود؟

بله. من ماموریتی از طرف دبیرخانه شورای انقلاب گرفتم و به تبریز آمدم. اولین ارتباط من با شهید محراب حضرت آیت الله مدنی بود.

*شما را دوست داشتند.

لطف و بزرگواری داشتند.

*در یک نماز جمعه ای هم از شما تعریف می کنند.

بله. شهید محراب همان جلسه اولی که خدمت ایشان رسیدم، یک پیوند عمیقی بین ما برقرار شد. همانجا یادداشتی دست من داد و نوشت ایشان هر وقت آمد به داخل بیاید و هیچ محدودیتی برای ارتباط با من ندارد. روزی که ایشان شهید شد من در نماز جمعه بودم.

*نزدیک ایشان بودید؟

۴-۳ صف پشت سر ایشان بودم. رسم ایشان این بود که اسلحه را در دست می گرفت و روی زمین نمی‌گذاشت؛ بسیار پرشور و پرانرژی بودند. واقعاً این تصویر قبل از شهادت آقای مدنی است. به کسی که با من بود گفت امروز چهره آقا چهره دیگری است. من یک حس کاملاً متفاوتی از چهره شهید آیت الله مدنی داشتم. آن فرد ایشان را از پشت گرفته بود و منفجر شد. ما نفهمیدیم چه اتفاقی افتاد چون فاصله داشتیم. فقط سروصدا و تیراندازی و صدای انفجار را شنیدیم. من خیلی نگران آقا بودم. خودم را به سختی به جلو رساندم و از افراد پرسیدم و گفتند مشکلی نبود و آقا را بردند و هیچ مشکلی نیست. عده ای تیراندازی کردند و من هم فکر کردم چیزی نیست.

به منزل آمدم و آن زمان هم‌زمان ناظر تولید صداوسیمای آذربایجان هم بودم. از سوی مرکز این ماموریت را به من داده بودند تا نظارت کنم. با من تماس گرفتند که یک فیلمی تهیه کردیم و می خواهیم به تهران بفرستیم و شما برای نظارت تشریف بیاورید که رفتم و دیدم که ایشان شهید شدند.

*فیلم شهادت بود؟

بله. ایشان می گفت با شما خستگی من درمی‌رود. رابطه بسیار خوبی بین ما برقرار بود. روزی که آیت الله مدنی شهید شد، همان حسی را داشتم که پدرم را از دست دادم.

*در زمان پهلوی و مبارزات با رژیم پهلوی دستگیر نشدید؟

نه، آشنایی من با نهضت امام (ره) به زمانی برمی گردد که ده ساله بودم. آن زمان پدر من برنامه سفری را تدارک دید تا به عراق و سوریه برویم؛ دو ماه بود. با اتوبوس از قم به سمت عراق حرکت کردیم. در آن سفر چون پدرم با امام آشنا بود و این باعث شد ما نجف رفتیم و من هر شب مدرسه آیت الله بروجردی پشت سر امام نماز می‌خواندم. امام در حیاط آن مدرسه نماز می خواندند. بعد از نماز امام برمی‌گشتند و مسافرین و افراد با ایشان احوالپرسی می کردند. من هم جلو رفتم و عبایی پدرم برای من خریده بود که هنوز هم آن عبا را دارم، روی دوشم انداخته بودم، ایشان دستی به سر ما کشید و فرمود زنده باشید پدر جان! یک تعبیر دیگری را یک زمان دیگری، در ملاقات حضوری بعد از انقلاب با بچه های سپاه داشتیم. هنوز سپاه هم تشکیل نشده بود. به من گفتند ما می خواهیم برویم و شما یک چیزی بنویسید و ما آنجا به امام یک چیزی بگوییم.

*سخنرانی قرائی کردید و سوره انشراح..

بله. من متنی نوشتم و بعد گفتند ما نمی توانیم و خودتان بیایید. من رفتم و شروع جلسه از امام اجازه گرفتم که یک متنی را بخوانم. ایشان اجازه دادند. من پیش خودم، حالا از خامی دوران جوانی بود که حدود ۲۲ ساله بودم، سوره انشراح را برای امام شرح کردم که مثلا یک مرحله انقلاب الان پیروز شده و حالا باید به مرحله دیگر بپردازیم. تعبیر من این چنین بود که بیان کردم. صحبت من که تمام شد…

*اعتماد به نفس بالایی داشتید.

جسارت ناشی از خامی جوانی بود. بعد که صحبت من تمام شد ایشان فرمودند طیب الله و تمام شد. امام زمین می‌نشست و من هم زمین کنار امام نشسته بودم، در عکس هم هست. کم کم زانوی خود را به زانوی امام چسباندم و دستم را روی زانو خودم و حضرت امام گذاشتم و مشغول گوش دادن به صحبت ایشان شدم. صحبت ایشان که تمام شد بلند شدند که خواستند به اتاق خود بروند. فضای مکانی که بودیم کوچک بود، تا وسط راه که رفتند امام کامل برگشتند و نگاهی به من کردند و گفتند موفق باشید پدرجان!

من در آن شرایط با امام آشنا شدم. یک سال قبل از پیروزی انقلاب را تقریباً خانه نبودم. یعنی بخش مهم آن زمان را از روستاهای اطراف قم شروع کردم و صحبت می کردیم و عکس شهدا را آماده کرده بودیم. مانند معرکه‌گیران قدیم روی پرده چسبانده بودیم و اینها را به نمایش می گذاشتیم و صحبت می‌کردیم. کم کم این به شهرهای اطراف قم مانند گلپایگان، خمین، خوانسار، محلات، دلیجان کشید. در این شهرها قبل از انقلاب سخنرانی کردم.

به یاد دارم اواخر آن، آقای مسیح مهاجری که الان روزنامه جمهوری اسلامی هستند در جریان کار ما بودند، پولی داد و یک دستگاهی که اسلاید نمایش می‌داد برای ما تهیه کردند. ما این عکس ها را به اسلاید تبدیل کردیم و هر جایی می‌رفتیم اسلایدها را می بردیم و به نمایش می گذاشتیم.

*جبهه هم تشریف بردید؟

من آن زمان مسئولیتی در سوادآموزی داشتم، ماموریتی برای ما تعیین شد این بود که برای سوادآموزی جبهه ها کار کنیم. حضور من در جبهه در نوبت های متعدد بیشتر به رزم مربوط نشد، بلکه به پشتیبانی و ارائه خدمت مربوط می‌شد. یک نوبت هم مانوس با شهید همت شدم. این را علاقه‌مند هستم بیان کنم. به همراه جمعی رفتیم و من نمونه یک مدیری را که در اعماق جان کسانی که با آنها کار می‌کردند، رسوخ کرده، در ایشان دیدم.

*در سال ۶۸ و ارتحال حضرت امام!

آن روزی که این اتفاق افتاد احساس می کردم دنیای من خراب شده است. آینده را بسیار سخت می دیدم. خوشبختانه به سرعت همه چیز سروسامان گرفت، این داغ از ما نرفت ولی شرایط آن نگرانی ها و التهاب هایی که وجود داشت پایان گرفت.

*فکر می کردید آقا به رهبری انتخاب شوند؟

خیر. من ارزیابی درستی نداشتم. یعنی هیچگاه به این فکر نمی کردم.

*دهه ۷۰ کجا بودید و چه سمت هایی برعهده شما بود؟

یک دوره ای من از نهضت فاصله گرفتم. به دلیل مشکلی که ایجاد شد، من از نهضت جدا شدم و به ریاست جمهوری آمدم. اختلافی بین من و آقای دکتر نجفی که آن زمان وزیر وقت آموزش و پرورش بود، در خصوص موضوع مربوط به نهضت پیش آمد.

*با ادغام مخالف بودید؟

نخیر. بحث ادغام آن زمان مطرح نبود. بحث مربوط به آموزشیارها و استخدام این افراد بود. یک اختلاف دیدگاهی داشتیم و من حس کردم ممکن است ادامه حضور من مجموعه را آسیب برساند. عذرخواهی کردم و بیرون آمدم. هیچگاه جایی را از قبل پیش بینی نکردم که از اینجا بیرون بیایم و به جای دیگری بروم. چند ماهی هم کار خاصی نداشتم. بعد دعوت شدم و معاون دبیر هیئت دولت شدم.

*در چه سالی بود؟

فکر می‌کنم شاید دوره اول آقای خاتمی بود که رئیس جمهور بود، من معاون دبیر هیئت دولت شدم. یک سالی این مسئولیت را داشتم. یک روزی آقای قرائتی گفت ما می‌گوییم دوباره شما برگردید. وزارتخانه هم تغییر کرده بود و آقای مظفر وزیر شده بود؛ گفتند برگردید. برای من هم تصمیم سختی بود که دوباره برگردم ولی بازگشتم. ۵ سال دیگر دوباره در آنجا بودم و دوباره نوبت بعدی که جدا شدم دفتر امور مدیران ارشد ریاست جمهوری آمدم که مسئولیت راهبری، نظارت و ارزیابی مدیران ارشد را برعهده داشتند. مدیرانی که مستقیماً منصوب رئیس جمهور بودند.

بعد این ادامه داشت تا سال اول آقای احمدی نژاد ادامه داشت. آن زمان معاون دبیر دولت بودم و آقای طیب نیا دبیر کمیسیون اقتصاد بود و با هم ارتباط داشتیم. به دعوت آقای دکتر رهبر و دکتر طیب نیا من رئیس سازمان بهره‌وری شدم. بعد از دوره بهره وری من سال ۸۹ خودم را بازنشسته کردم. هنوز مجال داشتم ادامه دهم ولی خودم را بازنشسته کردم. شورای عالی انقلاب فرهنگی آمدم. سه سالی را در شورای عالی انقلاب فرهنگی رئیس کمیسیون اصلاح الگوی مصرف بودم.

دولت آقای روحانی هم تشکیل شد آقای طیب نیا از من دعوت کرد که وزارت اقتصاد بروم و به ایشان کمک کنم. در تدوین برنامه ایشان هم مشارکت داشتیم و با هم رفاقت از قبل داشتیم. هنوز ۱۰ روزی بود که در آنجا بودم من را برای دبیری هیئت دولت دعوت کردند.

*آقای جهانگیری دعوت کردند؟

بله. ایشان دعوت کردند و من هم استقبال کردم و انصافاً دوره بسیار خوبی بود. هم دوره ارتباط با دکتر جهانگیری که به نظر من مدیر توانمند و لایقی هستند و هم تجربه دولت، تجربه بسیار ذی قیمتی برای من بود. تقریباً دبیر دولت کسی است که با همه دستگاه های اجرایی، با همه مسائل آنها، با همه اولویت های آنها و دغدغه های آنها در طول این مدت آشنا می شود.

جلسات دولت انسجام خیلی دقیقی دارد که تمام حضور وزرا حتی تاخیرها تعیین می شود و به استحضار خودشان و رئیس جمهور و معاون اول به طور منظم می‌رسد که چطور حضور آنها در کمیسیون و مشارکت معاونین در کمیسیون های دولت انجام می شود. آن ارزیابی وزرا را در دوره ای که دفتر مدیران ارشد بودم تجربه داشتم.

*کاری هم زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی کردید. یک مصاحبه هایی را از اینها مکتوب کردید.

به آقای رئیس جمهور گفتم اجازه دهید با اعضای دولت صحبت کنم و تجربیات این وزرا را به دولت بعدی منتقل کنم. ایشان هم استقبال کرد. نیمی از این مصاحبه ها در دوره اقای خاتمی انجام شد و نیمی دیگر در دوره اقای احمدی نژاد انجام شد و با همه اعضای دولت صحبت کردم. برخی حتی ۷ ساعت گفت و گو کردیم. در چند نوبت بود. برخی از اعضای دولت گفتند یک نسخه از همین حرف های خودمان را به ما بدهید چون این مقدار منظم مجال نشده بود که به همه حوزه ماموریت خودمان توجه کنیم.

*مسئولیتی هم در مورد نشان های درجه یک دولتی داشتید. این هم توضیح دهید که این نشان ها به چه صورت است؟ اگر کسی این نشان را بگیرد فقط ارزش معنوی نشان است یا بر حقوق افراد نیز اضافه می شود؟

همزمان که رئیس دفتر امور مدیران ارشد بودم، دبیر کمیسیون اعطای نشان های دولتی هم بودم. کمیسیونی در دولت وجود دارد که روسای کمیسیون های دولت عضو آن هستند؛ یعنی رئیس کمیسیون اقتصاد، رئیس کمیسیون اجتماعی، رئیس کمیسیون سیاسی و غیره عضو آن هستند. من دبیر آن کمیسیون بودم. هر سال به همه دستگاه ها اعلام می‌شد کسانی که کار ویژه ای انجام داده‌اند برای اعطای نشان به وسیله رئیس جمهور معرفی کنید. دستگاه ها اسامی را می فرستادند و این اقدامات بررسی می شد. اگر کار متمایز و درخور اعتنایی بود در کمیسیون می رفت و اگر تصویب می شد به رئیس جمهور گزارش می شد. اگر رئیس جمهور می پذیرفت، در دولت می رفت و دولت تصویب می کرد. وقتی دولت تصویب کرد اعطای نشان انجام می شد. نشان ها متنوع بود. درجات هم متناسب بود. مثلاً نشان خدمت، نشان ایثار، نشان سازندگی، نشان تعلیم و تربیت بود. هر نشانی هم سه مرتبه اعم از نشان درجه یک، درجه دو و درجه سه است.

*آیا حذف کنکور شدنی است؟

سه قانون را مجلس برای حذف کنکور تصویب کرده است. من معتقد هستم وقتی کنکور حذف می‌شود که موضوعیتش را از دست بدهد. الان وضعیت ما به گونه ای است که دانش آموزانی که از پایه اول تا دوازدهم می آیند تنها کسی که پایان خط ایستاده کنکور است. به اعتقاد من راه این است که انتهای خط، علاوه بر کنکور کسان دیگری هم نشسته باشند.

*یعنی چه؟

مثلاً صنعت نشسته باشد و بگوید من دیپلم شما را نیاز دارم، کشاورزی نشسته باشد و بگوید دیپلم شما را نیاز دارم. خیلی از این ها دنبال کار و شغل هستند. ما این مسیر را برای دانش آموزان گذاشته ایم که اگر بخواهند به شغل برسند باید حتماً این مسیر را تا ناکجاآباد طی کنند. دیپلم باید معرف حدی از توانمندی ها برای مشارکت موثر و مهارت باشد. این هدفی است که صنعت تعقیب می کند.

*یعنی طبق سند تحول است.

بله. این را سند تحول می گوید. مسیر محتوم همه آدم ها این نیست که حتماً به دانشگاه بروند. افراد باید متناسب با ظرفیت ها و توانمندی های خودشان گزینه های مختلفی را در اختیار داشته باشند.

*چه زمانی سوریه رفته بودید؟

تقریباً قبل از کرونا بود. چند هفته ای قبل از آن بود.

*یک حواشی ایجاد شد که مدارس سوری را بسازید.

بالاخره کشورهایی که با هم روابط استراتژیک دارند، این دیدارها با حواشی همراه خواهد بود. ما هم در جریان کار آنها قرار گرفتیم و هم تجربیات خودمان را در اختیار آنها قرار دادیم. مثلا درباره سند بسیار با وزیر آموزش و پرورش و وزیر علوم آنها صحبت کردیم. تجربیات ما در مدرسه سازی زیاد است و فوق العاده تجربیات مدرنی داریم. الان در مناطقی که زلزله زده است امن ترین نقطه مدرسه های ما است. حتی خانواده ها در سیل بالای پشت بام مدرسه می نشینند. ما گفتیم حاضر هستیم تجربیات خودمان را با شما مبادله کنیم. بعد این را گفتند که ایران می خواهد مدارس سوریه را بسازد. ما پول داشته باشیم مدرسه خودمان را می سازیم.

*حاج قاسم را آنجا دیدید؟

نه، من آن زمانی که رفتم بعد از شهادت ایشان بود ولی هیچ جایی نبود در سوریه وارد شویم، چه در جمع مردم و چه در جمع مسئولین که با عظمت از حاج قاسم یاد نکنند، یعنی کامل حس می کردیم که در وطن خودش است، یعنی مردم به این اندازه به او علاقه مند بودند و دوستدار ایشان بودند.

*داستان حاج قاسم را می خواهید در کتاب های درسی اضافه می کنید؟

بله. بعد از شهادت ایشان همان زمان اعلام کردم که در کتاب ها اسطوره ها را معرفی می کنیم و الگو می دهیم. یکی از راه های تربیت الگو است. الگویی که جامعه با آن زندگی کرده، ملموس‌تر است.

*در چه پایه ای معلوم نیست؟

هم در چه پایه ای و هم با چه روشی. در همان ایام بعد از شهادت شهید سلیمانی به مدارس متعددی رفتم. دلنوشته های دانش آموزان بسیار زیاد بود. سر کلاس سوال می کردم که حاج قاسم که بود؟ چرا برای شما مهم است؟ نکاتی را بیان می کردند که انتظار داشتید آدم های که درک سیاسی گسترده‌تری دارند بیان کنند. دقیقاً می فهمیدند نقش ایشان در امنیت چیست.

*خیلی سپاسگذارم. من خداحافظی می کنم ولی بر طبق رسم دستخط، برنامه با دست خطی که دکتر حاجی میرزایی عزیز برای ما به یادگار می نویسند به پایان خواهند رسید.

«بسم الله الرحمن الرحیم.

یادداشت پایانی برنامه خوب دستخط، مجال و فرصت مغتنمی است که بر این نکته کلیدی تاکید کنم که جامعه آن گونه عمل می‌کند که آموخته است و برای تسریع در تحول و پیشرفت جامعه و شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی هیچ راه معتبری جز اهتمام اصولی به جریان یادگیری جامعه نیست.

کارایی و اثربخشی نهادهای جامعه محصول کارآمدی و اثربخشی یادگیری در آن جامعه است. این که دانش‌آموزان ما چه چیزی می آموزند و چگونه می‌آموزند نکته مهم و کلیدی است که باید توجه همگان را به نهاد مهم آموزش و پرورش معطوف نماید.

با آرزوی استمرار عزت و پایداری ملت سرافراز ایران و شکوهمندی و اقتدار انقلاب اسلامی».

انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا